X
تبلیغات
تحلیل گفتمان - تحلیل رسانه ها و متون فرهنگی (2)

تحلیل گفتمان

سید محمد باقر برقعی مدرس

تحلیل رسانه ها و متون فرهنگی (2)


مطالعه‌ی موردی 3/3 نشانه‌شناسی   این متن کلیدی در زمینه نشانه‌شناسی، برای هر فردی که به تحلیل ایماژهای دیداری علاقه دارد، به‌ویژه تبلیغات، مفید است. مقاله‌ی کوتاه "بارت"، تئوری تحلیل نشانه‌شناختی ارائه شده از سوی "سوسور" است، که برای بررسی، زبان را برای مطالعه‌ی تصاویر به کار می‌گیرد. "بارت" تبلیغات را برای همین منظور انتخاب می‌کند. چرا که پیام‌هایش هدفمندانه و ماهیتی اصرارکننده دارند. آگهی‌ تبلیغاتی، از یک مجله فرانسوی گزینش‌شده بود که مربوط به مارک غذاهای ایتالیایی (پاستا، سس و پنیر) با نام تجاری "Panzani" بود. این آگهی‌ ردیفی از سبدهای خرید را نشان می‌داد که انواع بسته‌بندی محصولات "Panzani" و نیزصیفی‌جات تازه نظیر گوجه‌فرنگی، فلفل سبز، پیاز و قارچ، در آن‌ها قرار داده شده بود.   "بارت" معانی مختلفی را که در این آگهی تبلیغاتی مستتر است، در مرحله ی اول از نظر مفهوم ظاهری، دلالتی (denotation) و بعد معانی ضمنی (connotation ) استخراج و جدا کرده است. این آگهی‌ به‌طور غیرمستقیم ایتالیایی‌ بودن را به ذهن "بارت" متبادر می‌کند. پاستا و محصول زراعی برای درست‌کردن سس، اسم شرکتی که ایتالیایی به نظر می‌رسد و سه رنگ قرمز، زرد و سبز کنار یکدیگر چیده شده، معرف پرچم ایتالیا هستند. "بارت" رابطه‌ی میان کد زبان‌شناختی ( کلمات نوشته شده در کپی و روی محصولات) و ایماژها (تصاویر) را بررسی کرده است. از نظر وی تصاویر چندمعنایی (polysemic) هستند. آن‌ها دارای معانی چندگانه‌اند و می‌توان تفسیرهای متعددی برایشان داشت. علاوه بر این" بارت" معتقد است که غالباً این تصاویر همراه با کلمات خاص ارائه شده‌اند و زبان‌شناختی باعث محدودشدن معانی بالقوه متن شده است. او نشان داده است که زبان به‌کار رفته- کلمات - معانی بالقوه‌ی تصویر را محدود می‌کنند. این مقاله رابطه‌ی میان کدهای دلالتی و ضمنی تحلیل را، یا میان آنچه نمایش داده می‌شود و آنچه القا می‌شود را نشان می‌دهد.   نشانه‌شناسی، متن را به اجزای مختلفش تجزیه کرده، آن‌ها را به گفتمانی گسترده ربط می‌دهد. یک تحلیل نشانه‌شناختی طریقه‌ی اتصال متون خاص به سیستم عملیاتی‌ شدن پیام‌ها را فراهم می‌کند. این روش برای مضمون، یک قالب روشنفکرانه فراهم می‌کند و طرق گوناگون تأثیرگذاری عناصر گوناگون متن بر یکدیگر و اینکه چگونه با دانش فرهنگی ما، برای ایجاد معنا تعامل می‌کنند را بررسی می‌کند. نشانه‌شناسی می‌تواند به گفته "کلیفورد گیرتز" "توصیف مبسوط" (thick description) ارائه دهد، که بر این اساس معنا بافتمند شده، تحلیل‌ها پیچیده‌تر می‌شوند. از آنجا که این روش کاملاً ذهنی (سوبژکتیو) است، در مفهوم علوم اجتماعی سنتی اعتباری ندارد. تحلیل‌گر دیگری که همان متن را بررسی کرده، شاید معانی متفاوتی را استخراج کند. اما این مسئله اعتبار نشانه‌شناسی را مخدوش نمی‌کند. زیرا در جهت غنی‌ترکردن درک ما از متن عمل می‌کند. نشانه‌شناسی به عنوان یک روش، حالت تفسیری دارد، در نتیجه لزوماً سوبژکتیو است.   تحلیل نشانه‌شناختی معمولاً برای تصاویر یا متون دیداری به‌کار می‌رود. (1987Berger) در این روش نحوه تأثیرگذاری تصاویر، از طریق ارتباط دادن آن‌ها با ساختار ایدئولوژیکی سامان‌دهنده معنا تشریح می‌شود. این روش برای تحقیق در زمینه عکاسی (1997Ramamurthy,) تبلیغات ( Williamson,1978) خرید کردن (Miller,1998) و مد (Barthes,1990) به‌کار رفته است. نظریه‌پردازان عمده‌ای که به دانش ما در حوزه‌ی نشانه‌شناسی عمق بخشیده‌اند، "رولان بارت" و "امبرتو اکو" (Umberto Eco) هستند. آن‌ها اکثر کارهای مهم خود را چند سال پیش انجام داده‌اند. در حوزه‌ی ما سمت و سوی کار بدین قرار است که از مطالعه متون شروع و به مطالعه مخاطب و دریافت متن منتهی می‌شود.   مزایا و نواقص نشانه‌شناسی   یکی از مزایای اصلی تحلیل نشانه‌شناختی آن است که به منابع نسبتاً اندکی نیاز دارد. می‌توان فقط یک متن یا تصویر را با کمک آن تحلیل کرد (هر چند که ضرورتاً توصیه نمی‌شود). از آنجا که این روش جنبه تفسیری دارد، لزوماً نباید برای تحلیل تعداد زیادی از متون کاربرد داشته باشد. قابلیت تعمیم نشانه‌شناسی همیشه مصداق پیدا نمی‌کند. به همین دلیل، برای بررسی تعداد محدودی از متون مناسب است. عامل اصلی تحلیل نشانه‌شناختی آن است که دانش زیادی راجع به موضوع تحلیل انتخابی خود داشته باشید. مثلا اگر از فرهنگ جنجالی خوشتان نمی‌آید، به سراغ تحلیل نشانه‌شناختی برگه‌های تبلیغاتی نروید. زیرا از درک معانی چنین کدهایی ناتوان هستید. لازم است که بخشی از جامعه تفسیرگری باشید که از رسانه مربوطه استفاده می‌کند، تا قراردادهای ذیربط را کاملاً درک کنید.   تحلیل نشانه شناختی توسط دانشجو   آگهی‌های تبلیغاتی به‌دست افرادی تولید می‌شوند که کاملاً با نشانه‌شناسی آشنا هستند. حتی اسم یک شرکت تبلیغاتی "Semiotic Solutions" (علائم رمزی) است. دانش مربوط به کدهای دیداری و زبان‌شناسی برای تدوین هرگونه استراتژی تبلیغاتی ضروری است.   تحقیق بدیع "جودیت ویلیامسون" ( (Judith Williamsonدر زمینه‌ی نشانه ‌شناسی تبلیغات، متون تبلیغاتی گلچین‌شده‌ای از مجلات زنان است. "ویلیامسون" هیچ ابایی ندارد که اعتراف کند، نحوه گزینش نمونه‌هایش، ذهنی بوده است. کتاب او را غالباً در دوره‌های لیسانس و فوق‌لیسانس آموزش می دهند. زیرا جزء اولین متون تحلیل‌کننده‌ی دقیق تبلیغات بوده است. تحلیل وی به‌واسطه‌ی موضع ایدئولوژیک ضدسرمایه‌داری‌اش، غنای فرهنگی پیدا کرده است و کاملاً منبعث از دوره خاص خودش است. با این حال رویکرد نشانه‌شناسی به‌کار رفته توسط او، به پیشرفت نشانه‌شناسی کمک کرده است. نشانه‌شناسی اینک بخشی از فرآیند خلق تبلیغات است و اصطلاحات خوبی برای تبیین این حرفه ارائه می‌کند. یعنی با ارزش‌دادن به محصولات، به آن‌ها در نظر خریداران اعتبار می دهد. اعجاب انگیز نیست که تبلیغات به‌خوبی با تحلیل نشانه‌شناسی سازگاری دارد. آگهی‌های تبلیغاتی برای تحلیل‌ نشانه‌شناختی بهترین سوژه هستند. هر چند گاهی اوقات شاید این احساس به شما دست دهد که صرفاً در حال به هم ریختن کار کارگردان خلاق کمپین تحت مطالعه خویش هستید.   بر روی یک کمپین، یا استراتژی‌های نشانه‌شناختی به‌کار رفته در بازاریابی یک گروه خاص از محصولات، مانند الکل یا عطر،‌ متمرکز شوید، تا داده‌های خام حاصله، از بالاترین غنا برخوردار شوند. "Benetton" شرکتی است که استراتژی تبلیغاتی آن به‌خوبی مورد تحقیق قرار گرفته، تجزیه و تحلیل شده است. صنعت مد در کل سوژه خوبی برای تحلیل نشانه‌شناختی است. برخی از ایده‌های مختص تحلیل نشانه‌شناختی، در زیر لیست شده‌اند.   * ایماژ دار و دسته پسران - تم‌های نمایش عضلات و جوانی * نشانه‌شناسی ویدیو‌های موسیقی یک خواننده یا هنرمند مشخص یا متعلق به یک ژانر خاص * علائم hip"‌" و جوانی، در تبلیغات فعلی و دهه‌ی 60 میلادی *نشانه‌شناسی پسر ناخلف، شخصیت ستاره ای "Eminem" [خواننده مشهور رپ]   مراحل تحلیل نشانه‌شناسی   در اینجا به بررسی مراحل این تحلیل هنگام بررسی صفحات مجلات زنان می‌پردازیم. قصد داریم کدهای مختص صفحات مد مربوط به زنان مسن‌تر و جوان‌تر را مقایسه کنیم. فرضیه تئوریک ما به این ترتیب است، رمزگان مرتبط با امور جنسی ای که معمولاً در این مجلات به‌کار می‌روند و بیشتر زنان بالغ را هدف می‌گیرند تا متوجه زنان جوان‌تر باشند. هیچ قاعده‌ای وجود ندارد که دقیقاً کدام سن باید مورد توجه واقع شود و اینکه چه تعدادی از آن لازم است. "رولان بارت" در مطالعه موردی فوق، مقاله‌ای جالب توجه براساس تحلیل یک تصویر تبلیغاتی به نگارش درآورده است. در حالیکه "جودیت ویلیامسون" (1978) چندین مورد را تشریح کرده است. این تحلیلگر است که در این موارد تصمیم‌گیری می‌کند که تعداد نمونه کافی چگونه است.   موضوع تحلیل خود را مشخص کنید. پیش از شروع کار لازم است که موضوع تحلیل خود را معلوم کنیم. ایده‌آل آن است که این موضوع به فرضیه ما ربط داشته باشد. این موضوع می‌باید بتواند فرضیه را تست کند. در مورد صفحات مد در مجلات زنان، لازم است که نمونه تحلیل خود را طبق فرضیه خود انتخاب کنیم. از فرضیه مذکور چنین برداشت می‌شود که می‌باید مجلات را با مخاطب جوان و مسن‌تر مقایسه کنیم. پس موضوع تحلیل را، صفحات مد مجله‌ای برای زنان جوان‌تر و جهان - وطن در مقایسه با صفحاتی که زنان مسن‌تر عادی را هدف می‌گیرد، قرار می‌دهیم. می‌دانیم که این مجلات سطح های متفاوتی از خوانندگان خود را دارند، ولی هر دو از مجلات وزین و به شدت معطوف به مد هستند.   متن‌ها را گردآوری کنید. در آغاز باید در زمینه تصاویری که می‌خواهید بررسی کنید، تصمیم بگیرید. در مثالی که مطرح شد ناچاریم، شماره‌های مورد نظر را خریداری کنیم، تا بتوان آن‌ها را تحلیل کرد.می‌باید متن‌ها را هرچه که باشند، در وهله اول گردآوری کرد.تعداد دقیق آن‌ها به گستره و عمق تحقیق شما و اهمیت این تحلیل برای مابقی پروژه‌تان بستگی دارد. (آیا نشانه‌شناسی تنها روشی است که قصد استفاه از آن را دارید یا آن را همراه با سایرروش‌ها به‌کار خواهید گرفت؟)   متون را تشریح کنید. اولین مرحله ی تحلیل شما شرح و توصیف متن‌ها یا تصاویر، با دقت بالا است. به دقت تمام عناصر یا نشانه‌های تصویر را مشخص کنید.درمثال مطرح شده به‌طور اخص به دنبال القائات غیرمستقیم سکس خواهید بود. اما در وهله اول به علائم واضح (دلالتی) توجه کنید. موقعیت و فضا چیست؟ آیا محیط شهری است یا طبیعت بکر؟ محیط داخل بومی یا روستایی بکر؟ چه تعداد مدل در تصویر وجود دارد؟ ژست آن‌ها را توصیف کنید. پیام زبان‌شناختی کلمات را، از تصاویر دیداری جدا کرده، هر یک را به‌طور دقیق شرح دهید. لازم است که دقیقاً مشخص کنید که چه چیزی لحاظ شده است. متن را توضیح داده و ارتباطش را با تصویر مشخص کنید. آیا رنگی است؟ چگونه است؟ سعی کنید که خود را به شرح تصویر و متن از بعد لغوی (ظاهری) آن مقید کنید. (یا آنچه که ایماژها حکایت از آن دارند)   متن‌ها را تفسیر کنید . در مرحله بعد کار بحث درباره معانی و مفاهیم ضمنی هرعلامت، به‌طور جداگانه و سپس در کنار یکدیگر شروع می‌شود.در این مرحله شما به معانی ضمن متن خواهید پرداخت.رابطه میان علائم زبان‌شناختی و تصاویر چیست؟ چگونه دو کد علامت‌گذاری در ارتباط با یکدیگر کار می‌کنند؟ آیا خواندن کلمات، تفسیری متفاوت از صرف دیدن تصاویر برای شما به‌دنبال دارد، یا اینکه کلمات به تصاویر قوت می‌بخشند؟ در این مثال (عکاسی مد) اگر تصاویر نشان دهنده لباس‌هایی فاقد برگه قیمت و مشخصات فروشنده باشد، آنگاه این علائم به تنهایی معرف چه چیزی هستند؟درباره این ابهام ها فکر کنید.آیا می‌توانند برای افراد مختلف، معانی مختلفی داشته باشند؟   کدهای فرهنگی را استخراج کنید. کدام نوع از دانش‌های فرهنگی برای فهم متن لازم است؟ چگونه تصاویر با شناخت فرهنگی سر و کار پیدا می‌کنند، تا بتوانیم انواع خاصی از معانی را خلق کنیم؟ آیا کدهای فرهنگی همان مواردی هستند که از خوانندگان این نوع مجلات انتظار می‌رود؟   تعمیم دهید . درباره اینکه متن های مورد مطالعه شما چه معنایی دارند، برای گفتن چه دارید؟ برای دوباره‌نویسی گفته ی "بارت" باید چنین سئوال شود. چگونه می‌توان نحوه به‌کارگیری کدها در این نمونه را مقایسه کرد؟ آیا انواع گوناگون کدها به‌کار رفته‌اند؟ چگونه این کدها را دسته‌بندی می‌کنید؟   نتیجه‌گیری کنید. آیا تحلیل‌ شما به اثبات فرضیه شما می‌انجامد یا نفی آن؟ در این مثال، آیا تصاویر در مجلات مختص زنان مسن‌تر کمابیش نسبت به مجلات مختص زنان جوان‌تر سکسی‌تر نیستند؟ چرا نیستند؟ چه کدها و قراردادهای دیگری را می‌توانید تشخیص دهید که قبل از شروع کار پیش‌بینی نکرده بودید؟   ترکیب نشانه‌شناسی با سایر روشهای تحلیلی   نشانه‌شناسی می‌تواند به‌طور کاملاً سازنده‌ای، با سایر روش ‌های تحلیل ترکیب شود. به طور مشخص ترکیب آن با تحلیل محتوا مفید است. می‌توان از تحلیل محتوا برای تعیین تعداد معینی از تصاویر موجود در یک سری از متون مشخص استفاده کرد و سپس از نشانه‌شناسی برای تحلیل اجزاء‌ کوچکتر به‌طور تفصیلی‌تر استفاده کرد. این ترکیب باعث گسترش کار شده (بررسی‌ طیفی از تصاویر) و بدان عمق می‌بخشد. (تحلیل دقیق یک نمونه کوچک) مثلاً، شاید یک ژانر موسیقی پخش‌شده از MTV در طول ساعات اوج سر شب ایام هفته را تحلیل کنید، تا تعیین شود چه نوع موزیکی بیشترین پوشش را در قالب تعداد دفعات پخش از آن خود می‌کند. سپس می‌توانید از این دیتا برای تعیین اینکه محبوب‌ترین ژانرکدام است، استفاده کنید، (مثلاً رپ) و سپس یک تحلیل نشانه‌شناسی را در رابطه با یک یا دو ویدئو کلیپ از این دست که از MTV پخش شده است، اعمال کنید.   علاوه بر این، از این روش می‌توان در کنار مشاهدات حضوری یا مصاحبه با ویرایشگران مجلات، عکاسان مد یا مسئولین تبلیغات استفاده کرد. (هر دو روش در فصل 4 تشریح شده‌اند) همچنین می‌توانید تحلیل نشانه‌شناسی را انجام داده و بعد با ارائه ایده‌های خود برای تعیین صحت و سقم، آن را به گروه مطالعاتی ارجاع دهید (فصل 5). از تحلیل نشانه‌شناسی باید برای تمرکز بر معانی متون استفاده کرد. در حالیکه سایر روشها را می‌توان برای فراهم‌کردن چهارچوبی جهت انتشار، تولید یا دریافت متون به‌کار برد.   مطالعه بیشتر پیرامون نشانه‌شناسی   مطالب نقادانه ی مفید و متعددی درباره نشانه‌شناسی، جهت استفاده دانشجویان در دسترس است. یکی از بهترین نمونه‌ها در این زمینه کتاب "نشانه‌شناسی رسانه‌ها‌" (1997) به قلم "Jonathan Bignell" است که نظریات "رولان بارت" را به‌خوبی شرح داده است. کتاب او درباره به‌کارگیری روش بررسی تحلیلی تبلیغات مجلات زنان، روزنامه‌ها، اخبار تلویزیونی و نمایشنامه‌ها و سینما می‌باشد."جان استوری" نیز در کتاب راهنمای اولیه برای تئوری فرهنگی و فرهنگ عامه پسند(1993) (فصل ساختارگرایی و پساساختارگرایی) به این روش پرداخته است. در کتاب "تحقیق در عرصه ارتباطات" (1999Deacon et al.,) فصل " تحلیل متن " نمونه‌های مفیدی برای مباحثه دارد. برای اینکه بدانید این روش تا چه حد کارایی دارد، به شما توصیه می‌کنیم که کتاب "بارت" تحت عنوان"اسطوره‌شناسی ها" (1973) را در اولین قدم به دقت مطالعه کنید. یکی از اساتید بهره‌مند شده از نظریات "بارت" "دیک هبدایج" ( Dick Hebdige ) است، که مقاله‌اش بنام "ابژه به مثابه تصویر، موتور Scooter ایتالیایی" و "خط زیرین در سیاره " قابل توجه اند.   رویکردهای ایدئولوژیکی   ایدئولوژی سیستمی از ایده‌ها و عقاید است و تمامی فرآورده های رسانه‌های ماحصل یک ایدئولوژی هستند. موضع ایدئولوژیکی مطرح شده می‌تواند صریحاً بیان شود. همانطور که رسانه‌های مذهبی یا بیانیه‌های سیاسی از این دست هستند. اما در بیشتر مواقع ایدئولوژی به‌طور غیرمستقیم ارائه می‌شود و باید به کنه متن پی برد تا ایدئولوژی زیرپوستی آن‌ را دریافت. زمانیکه گروه مطالعات رسانه ای گلاسکو(Glasgow University Media Group)برای مثال در مطالعه موردی 1/3 فوق به بررسی اخبار می‌پرداختند، آن‌ها متوجه شدند که هر چند یکی از ژانرهای تلویزیونی بشدت تلاش می‌کرد تا خود را غیرسیاسی عنوان کند، اما در واقع بشدت جهت گیرانه عمل کرده است. با تشخیص یک ایدئولوژی خاص مطرح شده در یک متن - در حالیکه خالق آن مدعی است جنبه ایدئولوژیک ندارد - این تیم کمک کرد، تا توجه محققین به این حقیقت جلب شود که تمامی تولیدات رسانه‌های به نوعی ایدئولوژیک هستند.   کشف ایدئولوژی یا سیستم اعتقادی، زیربنای یک پیام و اساس کار تحلیل متن است. مقصود از این کار معمولاً دریافت معانی و ارزش‌های پنهان است. از این رو اکثر روشهای تحلیل مانند بیشتر روشهای تولید ایدئولوژیک هستند که مطالب خود را از سیستم‌های اعتقادی اخذ کرده‌اند. حال چه تحلیل‌گر در مورد آن‌ها صریح عمل کرده باشد چه غیرمستقیم. بدون ایدئولوژی، کار تحقیقی غیرممکن است. ایدئولوژی همان تحلیل میزان اثرگذاری سخن است. اگر این لهجه را نداشته باشید، دیگر نمی‌توان شما را درک کرد. اما اگر بیش از اندازه آن را علنی کرده و تندش کنید، دیگر نزدیک‌ترین افراد به شما نیز قادر به درک شما نخواهند بود. غالباً مواردی وجود دارد که ایدئولوژی یک کار تحقیقی صریحاً بیان شده است . این مسئله، اکثراً، در مورد تحقیقات انتقادی و جریانات مخالف صدق می‌کند. روشی بنام تحلیل ایدئولوژیک وجود ندارد. اما از هر روشی می‌توان به‌عنوان بخشی از یک پروژه ایدئولوژیکی استفاده کرد. ایدئولوژی یا دیدگاه شما بخشی از تئوری ای خواهد بود که محتوای فرضیه شما را تأمین می‌کند. باید موضعی داشته باشید و بخواهید آن را منبعث از ایدئولوژی نشان دهید.حال از تحلیل محتوا استفاده کنید یا گروه مطالعاتی. برخی محققین اصرار دارند که یکسری روشهای خاص فمینیستی یا مارکسیستی وجود دارد. اما نظر من آن است که ایدئولوژی فمینیسم و مارکسیسم در بهترین حالت از طریق مطالعه موضوعات با روشهایی مناسب این کار، تجزیه و تحلیل می‌شوند. مثلاً تحقیقی فمینیستی درباره تلویزیون شاید به" سقف شیشه‌ای" در بخش مدیریت تلویزیون توجه کند. یا تعداد زنان خانه‌داری که در موقعیتی کمدی به ایفای نقش مشغولند.   روشهای به‌کار رفته برای هر موضوعی یکسان خواهد بود. اما گزینش موضوع و دلایل تئوریک منعکس‌کننده علائق سیاسی محقق است.   شاید معروف‌ترین محققین در عرصه ایدئولوژی رسانه "ماکس هورکهایمر" و "تئودور آدورنو "باشند که مقاله‌شان با عنوان " صنعت فرهنگ سازی" مکرراً به چاپ رسیده است (1993). این دو استدلال می‌کنند که رسانه آمریکایی یک ایدئولوژی خاص در حفظ وضعیت موجود را القا می‌کند. به عقیده آن‌ها تولیدات فرهنگی هرگونه امکان بالقوه تحول را با ارائه راه‌حل‌های فوری / جداگانه برای مسائل اجتماعی کاملاً محو می‌کنند. ایدئولوژی ضدسرمایه‌داری این دو منجر به آن شده است که وظیفه‌ای برای رسانه‌ها در نظر بگیرند.این وظیفه بالا بردن روحیه مردم با تشویق آن‌ها در جهت طغیان علیه سیستم است. ولی بدلیل ماهیت صنعتی تولیدات هنری زیر سلطه سرمایه‌داری، محصولات هنری تولید شده فاقد پتانسیل‌ رهایی‌بخشی هستند.   دیدگاه "نوام چامسکی" درباره اخبار در تلاش برای اثبات این مسئله است که گزارشات مربوط به جهان سوم همراه با نوعی سوگیری به نفع آمریکایی ها همراه است. (2002Herman & Chomsky ) تحقیق "آدورنو" درباره ستون‌های طالع بینی‌ نشان می‌دهد که چگونه چنین مطالب علی‌الظاهر عاری از بار سیاسی - مربوط به لوس‌آنجلس تایمز - در خدمت نوع خاصی از ایدئولوژی سرمایه‌داری هستند. (1994 Adorno) محققان مارکسیستی چون "دوفمن" (Dorfman) و "ماتلارد" ( Mattelart) (1975) استدلال می‌کنند که کارتون "دانلدداک" محملی برای تبلیغ فردگرایی و ایدئولوژی ضدمارکسیستی است.   تحلیل مضمون ایدئولوژیک همیشه نباید از دیدگاهی مارکسیستی نشأت گرفته باشد.‌ مطالعات متعددی از منظر فمینستی، یا مواردی که صرفاً مفهوم ایدئولوژیک متونی خاص را برجسته می‌کنند نیز در دست است . به نظر من، امکان به‌کارگیری هر روشی برای تحلیل ایدئولوژیک وجود دارد.تحلیل متون رسانه ای با این دیدگاه امکان پذیر است و در این رابطه از تحلیل محتوا، تحلیل روایت، نشانه‌شناسی و یا سایر روش‌هایی که در بخش بعدی توضیح خواهیم داد، استفاده می کنیم. تفسیر فلسفه زیربنایی یک متن،به تکیه‌گاهی برای بخش اعظم تحلیل متن تبدیل می‌شود. در هر حال، پژوهشگران علاقمند به ایدئولوژی غالباً به قدرت و اقتصاد نیز علاقمند هستند.ارزشمندترین خدمت "مارکس" به جامعه‌‌شناسی، بالا بردن سطح توجه به دنیای مادی یا علم اقتصاد بود. احتمال بیشتری داردکه محققین علاقمند به قدرت و اقتصاد به بررسی نحوه عملکرد صنایع رسانه‌های مشغول باشند. در فصل 4 به رویکردهای مارکسیستی جهت مطالعه قدرت رسانه و مالکیت خواهیم پرداخت . (صفحات 103 تا 105)   رویکردهای نوع - شناختی (تیپولوژیکی)   در این بخش به انواع روش‌های به‌کار رفته جهت اندیشیدن پیرامون متون رسانه‌های در قالب یک مجموعه یا تیپ (نوع) می‌پردازیم. عنوان رویکردهای تیپولوژیک را انتخاب کرده‌ایم. زیرا شباهت‌های رویکردی در بین این روشها بسیار زیاد است. روشهای مورد بحث (مطالعات ژانر، ستارگان و مؤلفین) تماماً از مطالعات فیلم نشات گرفته‌اند. ولی همه آن‌ها قابل استفاده برای سایر رسانه‌ها و مطالعات فرهنگی هستند که باید چنین باشد. اگر به کار یک نویسنده خاص علاقمندید، ترانه‌نویس، کارگردان فیلم، تولیدکننده تلویزیون یا خالق کارهای تبلیغاتی، با بررسی شخصیت وی به‌عنوان یک مؤلف، نکته های بسیاری میتوانید بیاموزید.   به‌کارگیری روشهای مطالعات فیلم   یکی از خطرات روشهای تحلیل ناشی از مطالعات فیلم، آن است که می‌توانند، بیش از حد توصیفی باشند. این خطر تشدید می‌شود. چرا که ترجیح می‌دهیم آنچه مورد ستایش ما قرار می‌گیرد را مطالعه کنیم.گاهی اوقات این امر باعث می‌شود، نقدی در جهت تأیید آن ارائه دهیم تا اینکه تحلیل انتقادی انجام داده باشیم. یک راه اجتناب‌ از این مسئله آن است که اطمینان حاصل کنیم فرضیه‌ای روشن مطرح کرده‌ایم. به عنوان بخشی از فرآیند ایجاد فاصله‌ای انتقادی با متن، لازم است که نحوه برخورد شما حالتی عاری از دلبستگی و شیفتگی نسبت به متن باشد. باید مطمئن شوید که متون مورد بحث شما به‌عنوان ادله تأییدکننده استدلال شما به‌کار گرفته می‌شوند. تلاش کنید تا میان به‌کارگیری نمونه‌های اخذشده از فیلمها (یا سایر متون) به‌عنوان ادله و استدلال که برای توجیه لحاظ‌کردن این نمونه‌ها ارائه می‌دهید، توازن برقرار کنید. نمونه‌ها باید به دقت انتخاب شوند،تا استدلال منطقی شما را به‌طور کامل پشتیبانی کنند.   بدون ادله نمی‌توانید هیچ نظری ارائه بدهید. باید ادله را به‌عنوان بخشی از یک استدلال مطرح کنید. روشهای مطالعه فیلم مانند سایر روشهای تشریح شده در این کتاب، لزوماً نباید به معنی دقیق کلمه دارای فرضیه‌ای باشند. ولی قطعاً باید استدلال یا تزی داشته باشند. باید پیامی برای انتقال داشته باشید. نمی‌توان دست به یک کار مطالعاتی -فیلم - زد، بدون اینکه بدانیم به‌دنبال چه هستیم و چرا (از گمانه یا فرضیه).   روشهای تحلیل و تیپ‌ها   یک عنصر کلیدی در درک و تحلیل تولیدات فرهنگی، مفهوم نوع (تیپ) است. سازمان دادن ادبیات در قالب نوع‌ها دارای روالی است که ریشه در طبقه‌بندی یونان و رم باستان دارد. کمدی، تراژدی، هجو و غیره. معمولاً مردم به‌خوبی از نوع کاری که بدان مشغول هستند آگاهی دارند. غالب افرادی که از رسانه و تولیدات فرهنگی استفاده می‌کنند، کاملاً از نوع آن‌ها اطلاع دارند. نوع دسته‌بندی ساده‌ای برای تولیدکننده و مصرف‌کننده رسانه و متن فرهنگی وجود دارد و آن‌ها با این روش طبقه‌بندی برای کلیت محصولات رسانه‌های مأنوس هستند. در اغلب اوقات، طبقه‌بندی تولیدات فرهنگی چندان جالب نیست. زیرا معمولاً نسبت به نوع صادق هستند. همه ما تفاوت میان ملودرام و مسابقه نمایش را می‌دانیم. مثلا مطرح‌کردن"East Enders" به‌عنوان یک ملودرام، بی مزه به‌نظر می‌رسد. معمولاً نوع‌ها مناقشه‌انگیز نیستند.   مسائل زمانی جالب می‌شوند که فرم‌های جدید پدیدآمده و یا شناسایی شده و یا باید در انواع تثبیت شده تجدید نظر شوند. مثلا "Big Brothers" دارای چندین عنصر یک مسابقه نمایش است. چرا که شرکت‌کنندگان در مسابقه به رقابت می‌پردازند. لیکن ما چنان لذت می‌بریم که گویی یک ملودرام تماشا کرده‌ایم. آیا "Big brothers" یک مسابقه نمایش است یا ملودرام؟   این سئوال جالب‌تر است، تا اینکه بخواهیم بدانیم آیا "CoronationStreet" یک ملودرام است یا خیر. اما اینکه برنامه چقدر جالب از آب درآمده، عمدتاً بستگی به نحوه بیان آن دارد. یک مطلب جالب را می‌توان به کمک یک فرضیه نوشت." Big brothers" بیشتر یک ملودرام است تا مسابقه نمایش.اینکه تا چه اندازه برنامه‌ جالبی باشد،به نویسندگان و میزان خلاقیت آن‌ها بستگی دارد. هرگونه تحقیق تیپولوژیکی در انتهای طیف روشهای تفسیری قرار می‌گیرد. این روش کاملاً تفسیری بوده و خیلی قابل اتکا نیست. شاید محقق دیگری دیدی کاملا متفاوت داشته و بتواند برهان خود را با همان دقت و موشکافی مطرح کند. توان اثبات در مطالعات تیپولوژیکی به قدرت استدلال و ارجاعات به متون قسمت بررسی بستگی دارد.   نوع‌ها واژه‌هایی برای لفظ‌پردازی هستند که صرفا" به منظور درک بیشتر ما به‌کار می‌روند و مطلق نیستند. انواع جدید را تولیدکنندگان ابداع کرده و اسم‌های جدیدی را محققین و منتقدین شاغل در رسانه‌ها انتخاب می‌کنند. تحلیل‌های تیپولوژیکی به اساس طبقه‌بندی متون استوار شده‌اند. در این بخش به نحوه تحلیل متن به کمک انواع تیپولوژی‌های برآمده از مطالعات فیلم می‌پردازیم. مطالعات ژانر، مؤلف و ستاره، تماماً روشهایی برای تحلیل متنی هستند که ریشه در مطالعه سینما دارند. اما به کمک سایر رسانه‌ها نمونه‌ها و فرضیه‌های دیگری نیز ارائه می‌دهند. مقولات ژانر، مؤلف و ستاره به واسطه ادبیات عامه‌پسند سینما برای ما کاملاً آشنا هستند. اما در حوزه رسانه و تحقیق فرهنگی، هر یک از این واژه‌ها به یک روش خاص تحلیل اشاره داشته و لازم است که محقق یک سری از متون مرتبط را به‌واسطه‌ی مجموعه‌ای از ویژگیهای مشترک (ژانر، مؤلف یا ستاره) مطالعه کرده و نظریات اصیل خود را درباره روابط یک یا چند متن، با نوع مورد نظر ارائه دهد.   تمامی روشها با یکدیگر مشترکات بسیار زیادی دارند و به همین دلیل است که در این فصل آن‌ها را تحت عنوان مطالعات تیپولوژیکی به یکدیگر ربط داده‌ایم. آن‌ها تماماً مطالعات در زمینه انواع(Types) بوده و به همین دلیل در اجرا دارای شباهت‌های عدیده ای هستند.   نقاط قوت و ضعف مطالعات تیپولوژیکی   اگر با یک نوع خاص از متن آشنایی داشته باشید، مطالعات تیپولوژیکی به شما امکان می‌دهد، تا از دانش خود نهایت بهره را برده ،ب‌توانید به علائق خود میدان دهید. هرگونه مطالعه‌ای در این زمینه، مستلزم داشتن دانش عمیق درباره متون مورد نظر می باشد. من توصیه می‌کنم که فقط در صورت تسلط کامل به متن و زمانیکه قصد دارید علائق خود را تئوریزه کنید، به چنین مطالعاتی دست بزنید.   همانطور که در رابطه با اکثر تحلیل‌های متنی صدق می‌کند، می‌باید دارای مهارت‌های کلامی بالایی باشید، تا بتوانید از متون رسانه‌های به‌عنوان ادله کارتان استفاده کنید. چنانچه موضوعی مورد علاقه شما نیست، احتمالاً خیلی سریع از آن دلزده می‌شوید. تمامی این فرم‌های مطالعاتی بسیار وقت‌گیر هستند و نباید به سراغ این رویکردها بروید. مگر آنکه بتوانید وقت زیادی را به آن‌ها اختصاص دهید. نمی‌توان براساس یک بار تماشای یک فیلم به تحلیل تیپولوژیکی آن مشغول شد.توصیه من تماشاکردن فیلم، برای حداقل سه مرتبه است. باید هر فیلم از مجموعه گردآوری شده خود را، یک مرتبه به‌عنوان تماشاگر و تازه کار دیده و پس از تفکر درباره تمامی این فیلمها، هر یک را مجدداً تماشا کنید، تا گمانه‌های خود را تحلیل کرده باشید. و در مرتبه سوم سعی در، یافتن صحت و سقم ایده‌هایتان داشته باشید و اینکه نمونه‌های خاص را انتخاب کنید. شاید لازم باشد که در هر مقطعی طی این فرآیند تغییر عقیده داده و مسئله تحقیقی خود را مورد تجدید نظر قرار داده ،کل قضیه را مجدداً بررسی کنید. مطمئن شوید که برای بررسی چندباره کل مطالب هنگام برنامه‌ریزی وقت خود، زمان کافی در نظر گرفته‌اید.باید سطح بالایی از مهارت‌های کلامی را داشته باشید، تا از این روش‌ها استفاده کنید. باید سطح بالایی از توان تحلیل‌گری را داشته باشید و فقط در صورتیکه نویسنده‌ای دارای اعتماد به نفس هستید، به چنین روشهایی متوسل شوید.   رابطه میان تحلیل متنی و تحقیق آرشیوی   بسیار حائز اهمیت است که هر نوعی از تحلیل تیپوگرافیک، شامل یک عنصر شاخص از تحقیق آرشیوی باشد.اینکه در زمینه مطالب نوشته شده پیرامون موضوع انتخابی خود دست به تحقیق بزنید، جنبه ای کاملاً حیاتی دارد.نشان دادن این مسئله که کار مطالعاتی به دانش شما راجع به نحوه تفکر در زمینه ی آن موضوع افزوده است،بسیار مهم است.تحلیل‌های متنی از آن نوع که در این فصل مطرح شده است، به تحقیق دقیق و مفصل راجع به متون انتخابی شما نیاز دارند.خواندن آنچه دیگران نوشته‌اند، به هیچ وجه جایگزین مناسبی برای تحقیقات و ایده‌های شما نخواهد بود. هر چند کارهای آنان، ‌باید مکمل تلاشهای شما باشد. در هر حال، با تحقیق کتابخآن‌های نمی‌توانید به این موضوع که باید چکار کنید، پی ببرید.پاسخ مسئله شما در صفحه های ژورنال‌های آکادمیک یافت نمی‌شود.   شما باید مدتی کارهای کتابخآن‌های انجام دهید.دریابید که دیگران چه گفته‌اند و مطمئن شوید که وارد قلمرویی قدیمی نشده‌اید. تحقیق همیشه باید چیزی به دانش ما بیفزاید،نه اینکه دانسته‌های ما را طوطی‌وار تکرار کرده باشد.از آرشیو برای تحقیق پس‌زمینه‌ای استفاده کنید. فاکت‌های خود را به‌طور روشن معین کنید. درباره حوزه مورد نظر کاوش کنید. چنین فکر نکنید که تحلیل فیلم (متن) را می‌توان در کتابخانه انجام داد.اگر مشغول تحلیل فیلمی هستید،آنگاه بایدبیشتر وقت خود را صرف تماشا و تفکر درباره‌ آن کنید. اما این اقدام باید از منظری عالمانه انجام پذیرد که فقط به واسطه تحقیق کتابخآن‌های میسر است. اکثر مطالعات تیپولوژیکی بر تعداد معدودی از سازه‌های اساسی استوار شده‌اند.   *تا چه حدی یک متن مشخص با یک تیپ معین سازگاری دارد یا ندارد؟ *آیا یک متن، متعلق به یک نوع (ژانر) خاصی است ؟ (مثلاً مهیج است یا کمدی؟) *یک متن در چه مقوله ای نگاشته شده است؟ (مثلاً، محصول ستاره‌اش است یا مؤلف؟) *چگونه طبقه‌بندی فعلی یک نوع (ژانر) را،باید به‌واسطه‌ی تحولات جدید یک رسانه از نو تعریف کرد؟   مطالعه گونه (ژانر)   یکی از راه های اصلی تهیه و بازاریابی فیلم ها، در راستای ژانر امتداد می‌یابد. فیلمهای کلاسیک هالیوودی غالباً به لحاظ ژانر طبقه‌بندی می‌شوند. موزیکال، وسترن، کمدی، رمانتیک، فیلم نوآر(Noir) و... .هر یک از این واژه‌ها توصیف کننده ی یک ژانرهستند (schatz,1981).   ژانرها مطرح می‌شوند و در نهایت از مد می‌افتند. ژانرهای وسترن و موزیکال در حال حاضر از مد افتاده‌اند. در حالیکه فیلمهای جنگی مجدداً طرفدار پیدا کرده‌اند و فیلمهای گانگستری، فراز و نشیب‌های زیادی را از سر گذرانده‌اند. کمدی تنها ژانری است که همچنان پرمخاطب است،دلیل این استمرار، به انعطاف‌پذیری ‌این ژانر برمی گردد (Neale.and Krutnik,1990).   وسترن یک ژانر مبنایی است. شاید به این دلیل که از تصویرسازی قوی و رابطه نزدیکی،با کارکرد اسطوره‌سازی غرب درتخیلات آمریکایی برخوردار است. چندین مقاله کلیدی درمورد وسترن در کتاب Ian Cameron & Douglas Pye",(1996)" گردآوری شده است. شاید مهمترین کتاب راجع به وسترن اثری از" Will Wright" به نام Six-Guns and Society"(1979)" باشد.   این ایده که فیلمها معمولاً محصول ژانر خود هستند، تا نویسنده آن‌ها، در دهه 60 میلادی به مطرح‌شدن یک تئوری فیلم منجر گردید. استودیوهای هالیوودی دست به تولید انبوه فیلمهایی از نوع خاص، مربوط به دوران قدیم، جهت مقاصد بازاریابی خود زدند. برای مثال "سرقت قطار بزرگ" به کارگردانی"ادوین پورتر"، درسال 1903، جزو اولین فیلمهای استودیویی بود که در قالب وسترن تولید و بازاریابی شد.وسترن از دل کمدی نوشته‌ها و رمآن‌های ده سنتی(dime) قرن نوزدهم بیرون آمد که طبق ژانرهای محبوب آن دوران به فروش رسیدند (1979Wright,). واژه ژانر نیز ریشه در تاریخ هنر دارد. آنجا که به نقاشی‌های عامه‌پسند ارجاع داده می‌شود. (در مقابل موارد ادبی یا فضل مآبانه) حقیقتی که باعث می‌شود، معنی ضمنی کم‌مایگی را، برای ژانر به دنبال داشته باشد. از این واژه همچنان در صنعت نشر، برای فرق‌گذاشتن میان کتابهای بازاری پرفروش و کتب ادبی استفاده می‌شود.   در جریان مطالعات فیلم، تحقیقات ژانر به واسطه ی ارتباط دادن آن‌ها با سایر فیلمهای همان ژانر صورت می‌گیرد.فیلمها غالباً طبق ژانر خودشان مطالعه می‌شوند. مثلاً موزیکال، وسترن، کمدی و رمانتیک و... همه زیر مجموعه ی گروه‌هایی هستند که به‌خوبی با آن‌ها آشنایی داریم. مطالب زیادی در این باره نوشته شده است.بیشتر آن‌ها به جای اینکه آکادمیک باشند، جنبه عامه‌پسند دارند. ژانرها معمولاً، ًمحصول سیستم استودیویی هستند. استودیوها در دوران فیلمهای کلاسیک هالیوود (تقریبا 60-1930) (Bordwell,Thompson and Staiger,1985 - Neale and Smith,1998) تمامی ژانرها را تولید می‌کردند، تا مطمئن شوند که بیشترین تعداد بینندگان را به سمت خود جلب کرده‌اند. مانند: وسترن، کمدی، موزیکال و ... . بعضی ازاستودیوها در ژانرهای خاصی تخصص پیدا کردند. مانند MGM"" که به ساخت موزیکال و "برادران وارنر" که به ساخت فیلم های گانگستری مشهور شدند.   چه نوع تیپولوژی را ژانر تلقی می‌کنیم؟   ژانر یکی از ابزارهای طبقه‌بندی فیلم است که به روش بسیار ساده ای قابل تشخیص می باشد. زیرا به راحتی، به لحاظ بازاریابی، در خدمت صنعت فیلم قرار می‌گیرد. (علی‌الخصوص صنعت فیلم هالیوود)   سبک و شمایل‌نگاری تبلیغات سینمایی بر روی دانش مخاطب نسبت به ژانر کار می‌کند. فیلمها طبق ژانر بازاریابی می‌شوند،تا بفهمیم که قرار است، به تماشای چه نوع فیلمی برویم و چه زمانی بلیط بخریم. فیلم ترسناک به روشنی به واسطه تراکتها، پوسترها و دیگر تبلیغات پیش از اکران، تشخیص داده می‌شود. علاوه بر این، ژانرها رابطه‌ای میان سازنده فیلم و مخاطب برقرار می‌کنند. زمانی که فیلمی مهیج را برای تماشا انتخاب می‌کنیم، مطمئناًانتظار داریم- در سینما - هیجان‌زده شویم.   فیلم ها برروی این انتظارات کار می‌کنند، تا به سرعت روحیات ما را تحت کنترل درآورند. طبقه‌بندی‌های ژانر این امکان را می‌دهند، تا انتظارات خود را از فیلم مشخص کنیم. فیلم ها خود نیز از جوک‌ها و ارجاعاتی درونی‌شده استفاده می‌کنند که برای مخاطب آشنا با چنین مواردی، قابل درک است. چنین ترفندی برای مخاطب خوشایند است و باعث ایجاد این تصور در آنان می‌شود که جزو صاحبه‌نظران یک ژانر خاص می باشند و در نتیجه هم ذات‌پنداری شدیدی میان مخاطب و ژانر برقرار می‌شود. همین امر، باعث می‌شود، یک سری آشنایی‌ها همراه با قراردادهایی مستحکم‌کننده، بوجود آید.   علاوه بر این، ژانر یک مقوله ی نشانه شناسی است .به همین دلیل رمزها و قراردادهای مشترکی در هر ژانر وجود دارد. مثلاً عناصری مانند لوکیشن‌، سبک و میزانس، همگی قسمتی از سیستم رمز گذاری شده‌ای است که فرد می‌تواند به واسطه ی تحلیل نشانه شناختی آن را شناسایی کند. مثلاً فیلمهای گانگستری، در بردارنده عناصر نمادین کلیدی ای، مانند اتومبیل‌رانی با سرعت بالا، تصاویری از زوال شهرها و رستورآن‌های ایتالیایی - آمریکایی است. همه ی اینها بیانگر ژانر گانگستری هستند.   ژانر یک مقوله روایتی نیز هست. مثلاً در ژانر عشقی، ساختاری از این دست که پسری دختری را ملاقات ‌کند،ساختاری عمیق و تغییرناپذیر است. با دیدن یکی از آن‌ها،گویی همه ی فیلم های این ژانر را تماشا کرده‌اید. این مسئله در مورد فیلمهای ترسناک و اکشن نیز صدق می‌کند.   فیلم گانگستری باید شامل این موارد باشد: "داو"ی که بر روی میز (قمار) قرار دارد،صحنه‌های تعقیب و گریز، اعدام و خیانت که همگی قراردادهای روایتی تکامل‌یافته ای طی سالیان دراز بوده اند که بعدها توسط فیلمسازان بعدی بسط و گسترش داده شده‌اند. "آلتمن" (1999) چنین گفته است:" لذت تماشای فیلم ژانری،ناشی از تأییدیه مجدد آن است، تا اینکه دیدن چیزی نو و جدید مسبب آن باشد. مردم به دیدن این فیلمها می‌روند تا در جریان حوادثی قرار گیرند که به نوعی با آن‌ها آشنایی دارند."   لذت دیگری که فیلم ژانری به ما می‌بخشد، به واسطه دیدن تفاسیر جدید از عناصر کلیدی و خلق مجدد آن‌ها، براساس آداب و ارزشهای معاصر بوجود می آید. چرا که ژانرها در گذر زمان متحول می‌شوند. وسترن که یکی از ژانرهای به شدت مورد تحقیق قرار گرفته،است، ریشه در جزئی از اولین فیلم‌های تولیدشده در آغاز قرن بیستم مانند فیلم "سرقت بزرگ قطار" ساخته "ادوین پوستر" در سال 1903 دارد. وسترن طی دهه 40 و 50 میلادی با فیلم‌هایی چون "Shane" (1953) و کارهای بزرگ"جان فورد" مانند: "ریو گراند" و "جستجوگران" به تکامل رسید. وسترن علاوه بر این، طی دو دهه 50و 60 میلادی، یک ژانر تلویزیونی بود. زیرا نمایش‌های تلویزیونی، رایج‌ترین وسیله داستان‌سرایی راجع به غرب، پس از افول فرهنگی سینما بودند.   در دوران پساهالیودی، وسترن بیشتر جنبه تقلیدی (Parodied) به خود گرفت. "نابخشوده" (1992) مثالی از یک وسترن بسیار قدیمی و کاملاً انتقادی است که در قبال باورهای اساسی به خلقیات کابوی‌ها، شکل گرفته است. نابخشوده از یک تم کلیدی سامان‌گرفتن غرب، استفاده کرده است که جنبه رمانتیکش را از بین برده است.   تئوری‌های متفاوتی برای تشریح الگوهای متغیر ژانرها ارائه شده‌اند. اما به‌طور کلی ژانرها دچار تغییر و تحول می‌شوند. "مارتین رابین" ( Martin Rubin )(1999) استدلال می‌کند که فیلم مهیج از سه فاز مجزا گذر کرده است. شکل‌گرا، کلاسیک و مدرن. این سه مقوله ی وسیع را می‌توان برای هر تعداد ژانری، در نظر گرفت."هنسن" Hansen-- و همکارانش (1998:179) در این تقسیم‌بندی اندک تغییراتی را اعمال کردند و 5 مرحله را برای تاریخچه ژانر مطرح کردند.   5 مرحله تحولات ژانر( منبع: Hansen و همکاران(1998):179) 1- تجربی 2- کلاسیک 3- تقلیدی ( Parody ) 4- ساخت شکنانه 5- پست مدرن   البته این که سه مرحله یا پنج مرحله در نظر بگیریم، تفسیری شخصی است. تعیین کردن این مسئله که آیا کار انتخابی‌ برای موضوع تحلیل،با فضای ژانر مورد بحث سازگاری دارد یا خیر، وظیفه خود محقق است .   "استیو نیل"(1992) احیای فیلمهای عشقی در اوایل دهه 90 میلادی را بررسی کرده است. او ویژگیهای خاص ژانر عشقی جدید را، به کمک تحلیل متن کاراکترها و تم‌های تعدادی از فیلم‌های کلیدی متعلق به اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 ،مشخص کرد."نیل" تیپوگرافی آنچه را که "عشقی جدید" نامیده است،با مقایسه عناصر کلیدی فیلمهای رومانتیک کلاسیک و جدید ارائه کرده است. به گفته ی "جین فوئر"(1982) ژانر موزیکال دارای یک چرخه (سیکل) بود. با پدیدار شدن(outcrop) یک صحنه (سن)، اجرای موزیک شروع می‌شد، وبدین وسیله‌ نوازندگان و خوانندگان بر صحنه حاضر می شدند. عنصر "سن" در موزیکال‌های اولیه ی دهه 30 حضور داشت، تا رقص و آواز توجیه شود. در طول دهه 50 میلادی شکل یک ژانر را به خود گرفت که در آن رقص و آواز صرفاً به عنوان بخشی از زندگی روزمره بود و هیچکس آن را امری غیرعادی تلقی نمی کرد.اما سرانجام این ژانر تبدیل به فیلمی راجع به اجرای یک شو می‌شد.بعد تبدیل به فیلمی درباره آن دسته از فیلمها شد که شویی را روی صحنه می‌آورند، تا اینکه بالاخره تا حد یک جوک به خویش ارجاع -‌دهنده سقوط کرد.   فیلم گانگستری کلاسیک، معمولاً راجع به سقوط یک پدرخوانده است. تم‌ها حول محور خیانت و انتحار در گردش هستند. این ژانر در طول دهه 30 میلادی توسط "برادران وارنر" پدید آمد. - استودیویی که به شدت به تم های مرتبط با عدالت اجتماعی توجه داشت.- ستاره فیلم "دشمن مردم" (1931) James Cagney"" بود. فردی که در فیلم‌هایی مانند "حرارت سپید" (1959) ،"سزار کوچک" یا "صورت زخمی"، نقش گانگستر را بازی می‌کرد. فیلم گانگستری معمولاً در یک شهر جریان دارد. یک ژانر کاملاً شهری است و دلمشغولی‌اش مردمانی هستند که برای بقای خود زندگی می کنند و باید در مورد گزینه‌های اخلاقی پیش روی خود تصمیمی بگیرند که با بقا یا انقراض آنان گره خورده است. فیلم گانگستری، به قهرمان گانگستر شکوه می‌بخشد. حتی اگر در پایان کشته شود. شهامت و هوش مردی که مقابل قانون قد علم می‌کند،در این ژانر ستایش می‌شود.به لحاظ ایدئولوژیکی این ژانر به تجلیل از تنهایی و فرد گرایی قهرمان می پردازد و گروههایی را نشان می‌دهد که همبستگی و همراهی خود را دریغ نمی‌کنند. ولی سرانجام ثابت می‌شود که هیچکس را یارای مقاومت طولانی در برابر قانون نیست. این ژانر به‌طور قابل ملاحظه‌ای طی سری فیلم‌های "پدرخوانده" از نو به نگارش درآمد. در این فیلمها خانواده به شدت جنبه محوری دارد. تحلیل روان‌شناسی فردی، همچنان یکی از ویژگیهای فیلم گانگستری پس از پدرخوانده است، اما در مقابل پس‌زمینه‌ای از (مفهوم) خانواده مطرح شده است.   در حالیکه انتقاد مؤلف، (تشریح شده در ذیل) فیلم‌ها را به روان‌شناسی کارگردان ربط می‌دهد، در نقد ژانر این احتمال بیشتر وجود دارد که با فیلم به عنوان محصول دوران خودبرخورد شود. مثلاً فیلم گانگستری انگلیسی دهه 90 میلادی توسط "Claire Monk" -(1999) -به‌عنوان تمثیلی از "تاچریسم" قرائت شده است. فیلمهای گانگستری دغدغه‌ها و تم‌های متفاوتی نسبت به همتایان هالیوودی خود دارند که دلیل عمده‌اش به جایگاه فرهنگی متفاوت تبهکار در این دو جامعه برمی‌گردد.   مطالعه موردی 4/3 - مطالعه ژانر   مک میلان: لندن. موزیکال هالیوودی 1982 Jane Feuer تحلیل موزیکال‌های هالیوودی، تاریخچه این ژانر را، از سالن‌های موزیک و تئاتر عامه تاکنون، پوشش داده است. تم‌های متعددی به طور مرتب مطرح شده است، تشخیص داده شده است و با توضیحات دقیق و مفصلی راجع به بیش از صد فیلم موزیکال‌ تحلیل شده‌اند. "فوئر" استدلال می‌کند که فیلم موزیکال مشترکات زیادی با هنر فولکلور دوران پیش - صنعتی دارد. با این وجود یک رسانه مکانیکی است که به واسطه آن رابطه بین مخاطب و هنرمند جنبه موقتی به خود می گیرد و به لحاظ مکانی نیز فاصله زیادی دارد. به گفته "فوئر" فیلم موزیکال در جهت بازسازی آن حس جمعی ای عمل می‌کند که ما آن را به واسطه بازآفرینی روحیه معمولی از دست رفته بر پرده سینما، در عصر صنعتی از دست داده‌‌ایم. به ادعای وی موزیکال‌ هالیوودی، تبدیل به هنر توده‌ای می‌شود که آرزومند رسیدن به شرایط یک هنر فولکلوری است. این هنر در اجتماع یکپارچه و یکسانی تولید و مصرف می‌شود. "فوئر" روشن می‌کند که ژانر موزیکال در گذشت زمان متحول شده، خود را با شرایط تطبیق داده است. او یک دسته‌بندی نسبتاً وقایع نگارانه از ژانرهای عمده فیلم موزیکال تهیه کرده است.   چگونه تحقیق خود در زمینه ژانر را انجام دهید.   متن یا مجموعه ای از متون را که به لحاظ لفظ پردازی کامل شده، به عنوان روش خود تحلیل کنید. انواع فرضیه های قابل استفاده مبتنی بر قالبی هستند که آیا یک یا چند متن به قراردادهای یک ژانر پایبندی داشته یا ندارد. این قراردادها می‌توانند نشانه شناختی روایتی یا نمادین باشند.   نوع اول- یک متن خاص تا چه حدی با یک ژانر همخوانی دارد؟ در اینجا موضوع باعث تعجب می‌شود. اگر گفته شود، پدرخوانده یک فیلم گانگستری معمول است،بسیار ملال آور است. پیچ قضیه می‌تواند این باشد که چنین فیلمی تأثیری برخلاف حس شهودی ما ایجاد می‌کند. ( مثلاً اینکه پدرخوانده یک فیلم معمول از جنس فیلم‌های روزمره‌ای است). اما لازمه ی این کار این است که شما چیزی که فکرش را نمیکردیم، ثابت کنید و یا از بینش مختص خودتان برخوردار باشید. به لحاظ لفظ پردازی، لازم است که به‌طور روشن قراردادهای خود در رابطه با هر ژانر را توضیح دهید . ژانری که گمان می رود متن بدان تعلق دارد و ژانری که از نظر شما متن در قالبش ارائه شده است. آنگاه باید اثبات کنید که متن مذکور در کل چندان مأنوس با ژانر مطرح شده -از قبل- نیست.   نوع دوم- آیا ژانر جدیدی در حال شکل گیری است؟ خلق یک سبک واژه سازی برای یک ژانر جدید اقدامی مناسب جهت تحقیق پیرامون ژانر است. اگر فکر می کنید یک سری فیلم وجود دارند که مشترکاتی دارند - و قبلا مشخص نشده اند - طبعاً می‌توانید از بعد ژانری جدید با مسئله برخورد کنید. مثلاً، بیایید چنین فرضیه ای را مطرح کنیم که فیلم های "جان وو" (John Woo ) تفسیری دوباره از فیلم های گانگستری کلاسیک است. شما باید فیلم گانگسستری کلاسیک را بررسی کنید و کدها و قراردادهای اصلی را معین کنید. سپس لازم است که این موارد را با کدها و قراردادهای تعدادی از فیلم‌های Woo"" از جمله "Hard Boiled‌" یا "تغییر چهره" ( Face Off ) مقایسه کنید. البته هیچ دلیلی وجود ندارد که مطالعه ژانر محدود به سینما شود. برای تحقیق و تفحص، قرادادهای ژانری (ژنریک) در هر رسانه‌های، قابل ارجاع است. شاید یکی از جالب‌ترین رسانه‌ها تلویزیون باشد. پس از چندین دهه ثبات نسبی در برنامه‌ریزی ژانری، طی سالهای 1955 تا 1984، صنعت تلویزیون در انگلستان در وضعیتی بی‌ثبات قرار گرفته است. در پی یافتن راه‌های جدید سر هم کردن ایده‌های قدیمی، تولیدکنندگان تلویزیونی از کوشاترین افرادی هستند که قراردادهای ژانری را سرقت می‌کنند. ادغام‌های زیادی طی سالهای اخیر صورت گرفته ‌است.   تأسف‌بارترین مورد ترکیب فرم‌ها،احتمالاً ادغام نمایش‌های تاریخی با اخبار است. واداشتن هنرپیشه‌ها به اجرای صحنه‌هایی از داستان‌های جنایی با کیفیت بالا، حتی در برنامه‌های خبری پرمخاطبی مانند" "News-night دیگر به امر رایجی تبدیل شده است. در رابطه با آثار مستند اوضاع بدتر است. مثلاً "Victorions Uncorvered: Virgin Trade" (کانال 4، 27 مارس 2001) دست به بازآفرینی زشت ترین رسوایی‌های قرن - نوزدهمی مربوط به تجارت دختران جوان در صنعت سکس زد. چنانچه این مسئله را به عنوان موضوع تحلیل خود انتخاب کنید، سئوال تحقیق شما می‌تواند این گونه باشد، فیلم مستند به چه میزان با نمایش تاریخی شباهت پیدا کرده است؟   این سئوال باعث می‌شود، شما یک تحلیل مقایسه‌ای درباره هر ژانر انجام دهید.پیش از آنکه متن مورد نظر را مورد تحلیل قرار دهید. مثلاً اگر سئوال کنید: ""Big Brother صرفا" یک مسابقه نمایشی است؟ آنگاه ‌باید در این زمینه تحقیق کنید که" "Big Brother تا چه حدی ویژگی‌های یک نمایش - مسابقه را داشته است و اینکه آیا چیزی بیش از آن نیز برای عرضه دارد یا خیر. اگر به این نتیجه رسیدید که از یک شو - مسابقه غنی تر است، آنگاه باید آن موارد را تعیین کنید. در هر صورت، شما ناچارید که از انواع ژانرهای تلویزیونی مورد تحقیق به خوبی مطلع باشید.   یک نمونه کار شده : به‌کار بستن تحلیل ژانری در رابطه با Sopranos""   اگر موضوع تحلیل خود را سریال تلویزیونی "Sopranos" در نظر بگیریم، بلافاصله چنین استنباط می‌شود که شاخص های بسیاری از یک فیلم گانگستری درآن موجود است. "David Chase" نویسنده و کارگردان "Sopranos" است و شبکه کابلی "HBO" آمریکا آن را سفارش داده است که برای اولین بار، در آمریکا روی آنتن رفت. در این سریال James Gandolfin"i" در نقش "Tony Soprano" ظاهر می‌شود که رییس یک خانواده ""Cosa Norstra در "نیوجرسی" است . وی در ظاهرمشاور سازمان آب و فاضلاب است. او در نگاه اول دارای یک کاراکتر دو گانه است، بی رحم و در عین حال بزرگوار.کاراکتر تونی و گروه اش به فیلم "پدرخوانده" ادای دین می کنند و فیلم های گانگستری کلاسیکی مانند "سزار کوچک" و "صورت زخمی" نیز از آن بی نصیب نمی مانند.   دنیای "نیوجرسی" که تونی در آن زندگی می‌کند و اهالی اش به فیلم Good Fellas"" (1990) "اسکورسیزی" بسیار مدیون هستند. در این فیلم، زندگی اعضای باند در کنار همسر و فرزند بادقت به تصویر کشیده شده است و به‌طور موازی اقدامات بچه مثبت ها همراه با صحنه هایی از زندگی خانوادگی غالباً پیچیده شان، به نمایش در می آید. تونی در یک مفهوم مافیایی و مردم شناختی مرد خانواده است و درام خانوادگی اکشن زیادی را ایجاد می‌کند. همسرش "کارملا "Carmela)) خانه دار است و دو فرزندشان را بزرگ می‌کند . گره موجود در این فیلم گانگستری سنتی، از فیلم "این را آنالیز کن "دهه 90 به عاریت گرفته شده است که در آن رییس باند به پزشک مراجعه می‌کند . زمانیکه این اثر برای پخش تلویزیونی آماده می‌شود، ایده فیلم شامل پس زمینه خانواده نیز می‌شود و رییس در مقام رییس خانواده به ما معرفی می‌شود.   Sopranos" "با کمدی موقعیت آمریکایی مشترکات زیادی دارد. این سریال، از سوژه کار و زندگی خانوادگی استفاده ی کاملی کرده است و شخصیت تونی این دو محیط را به یکدیگر پیوند می دهد. البته این سریال برای پخش در تلویزیون ساخته شده است و ویژگی مشترک متعددی با آن دسته از برنامه های تلویزیونی معطوف به امور خانواده و محیط کاری، مانند "Murphy Brown" دارد. اگر بخواهیم به این ایده ها بیشتر بسط بدهیم، می‌توان ویژگی‌های مشترک Sopranos" " با فیلم های گانگستری و نیز کمدی موقعیت را تحلیل کنیم. می‌توانیم این فرضیه را مطرح سازیم، Sopranos" "در مقایسه با فیلم های گانگستری وجوه مشترک بیشتری با کمدی موقعیت دارد." جدول 3.2 قراردادهای فیلم گانگستری را در کنار قراردادهای کمدی موقعیت لیست کرده است.   برای تست فرضیه خود، لازم است، کدها و قراردادهای ژانر های مرتبط را با ارجاع به ادبیاتشان مشخص کنیم و سپس طیف وسیعی از متن های مختلف را تحلیل کنیم،تا به این نتیجه برسیم که متن در دست بررسی تا چه حدی ( در این مورد Sopranos) به ژانرهای مورد بحث تعلق دارد. ضمن تحلیل "Sopranos" به این نتیجه می رسیم که متن مورد نظر عناصری از چندین ژانر را عالمانه و بدون رعایت هیچ ضابطه ای مخلوط کرده است. این سریال دارای چهارچوب یک ملودرام است - موضوع محوری اش کار و خانواده کاراکتری تنها و از زندگی بزرگتر است - از این نظر "Tony Sopranos" با " Murphy Brown" مشترکات زیادی دارد. ولی به لحاظ مضمون، شاخص های زیادی از فیلم گانگستری مدرن در آن وجود دارد. "Sopranos "متنی بسیار پیچیده است که در ترکیب ژانرها به گونه ای فرح بخش و مهیج موفق عمل می‌کند.   هنگام تحلیل ژانر، می‌توانید از رویکردهای مشابهی در قبال دیگر متن‌ها بهره ببرید. اگر بخواهید در این باره تحقیق کنید که متن به چه میزانی از ویژگی‌های ژانر دیگری برخوردار شده است، از روش فوق می‌توانید استفاده کنید. خصوصیات اصلی ژانرهای مرتبط را به کمک ادبیات مختص آن و تکیه بر دانش خود مشخص کنید. سپس باید به دقت متن‌ها را تحلیل کنید، تا دریابید که ویژگی‌های مشترک آن‌ها با ژانرهای گوناگون در چیست.   بررسی مؤلف   "دیوید برودول" و "کریستین تامپسون" (Kristin Thompson و David Bordwell) این گونه استدلال می‌کنند که یکی از اثرگذارترین ایده‌ها در تاریخ سینما این نظریه است که کارگردان، مسئول نهایی و اصلی فرم، سبک و معانی یک فیلم است. و این چنین ادامه می‌دهند:   نقد و بررسی آکادمیک فیلم در کشورهای انگلیسی زبان تا حد زیادی به مؤلف‌گرایی اتکا دارد. سبک بیان فردی هر هنرمند، به مذاق اساتید و کارشناسان هنر، ادبیات و تئاتر خوش می‌آید. علاوه بر آن تاکید مؤلف‌گرایی بر تفسیر فیلم، مهارت‌هایی را می‌طلبد که به واسطه ی تحصیل در حوزه ادبیات شکل گرفته باشد.   ایده مؤلف رسانه‌های گروهی، به طور فراگیر ترویج داده شده است و به دنبال آن، جستجو در تمامی سطوح نقد و ارزش‌گذاری جریان دارد.هنگامی که بخواهیم تولیدات رسانه‌های را به صورت مشخص درآوریم،ایده مؤلف این امکان را فراهم می‌کند. اما این فقط یک افسانه است. هیچ مغز متفکری به‌صورت انفرادی پشت یک فیلم نیست و هر کارگردان‌ شریفی به شما خواهد گفت که اثرش به سینماتوگراف، ادیتورها، کارگردآن‌های هنری، هنرپیشه‌ها و نویسندگان تکیه دارد.   ما از واژه فرانسوی"auteur" برای توصیف تحقیق در زمینه نقش یک نویسنده (مؤلف) در خلق یک متن رسانه‌های استفاده کرده‌ایم. چرا که نوشته‌ های فرهیختگان فرانسوی در مجله "Cabiers du Cinema" از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نویسندگان این ژورنال در دهه‌های 50 و 60 میلادی راجع به قدرت فیلم های هالیوودی تحقیق کردند. آن‌ها جزو اولین دسته از افرادی بودند که این فیلم‌ها را براساس کارگردان طبقه‌بندی کردند. تمامی فیلم‌های یک کارگردان را تماشا کردند و سپس به رابطه میان فیلم‌های ساخته شده در ژانرهای مختلف پرداختند.گویی کارگردان همه آن‌ها یک نفر بوده است. مثلاً آثار "فورد" را بررسی کردند که ژانرهای متفاوتی را آزمود. اما با این وجود آثارش معرف "یک هوش سازمان دهنده یگانه" است.اگر مایل به استفاده ازاین روشها باشید،"اسپایک لی" می‌تواند یک مورد مطالعاتی خوب باشد. به این دلیل که فیلم‌هایش را در قالب بسیاری از ژانرها ساخته است و سوژه‌هایش بسیار متنوع بوده اند. آیا در آثار او "تک‌هوش سازمان دهنده" حضور دارد؟ مثال‌های ارائه شده، مشتمل بر تحقیقاتی در زمینه کارگردآن‌های هالیوودی فعال در دوران فیلم‌های کلاسیک هالیود مانند "هاوارد هاواکس" ( Haward Hawks)، (1981Wood-) یا "آلفرد هیچکاک" ( Alfred Hitchcock ) یا "جان فورد" ( (John Ford است. برخی از کارگردآن‌های متقدم‌تر همچون "جویل و اتن کوئن" (Joel and Ethan Coen) تحت تحقیقاتی از همین دست قرار گرفتند. مطالعه موردی زیر نمونه‌ای از کتابی تازه درمورد "مارتین اسکورسیزی" است که بر مؤلف بودن او تأکید دارد.   مطالعه موردی 5/3 - تحلیل مؤلفی   انتشارات آکسفورد- سینما ی مارتین اسکورسیزی تحقیق "فریدمن"( Friedman ) درباره سینمای "مارتین اسکورسیزی" با ابراز این عقیده آغاز می‌شود که در دنیای مدرن مؤلف، اندکی از مدافتاده به نظر می‌رسد. از ":فرانسوا تروفو" به عنوان فردی یاد می‌شود که تئوری مؤلف را مطرح کرد. رویکردی که به باور"فریدمن" نسبتاً از مدافتاده و نخبه‌گرا جلوه می‌کند. با علم به این مطلب که مرزهای بین فرهنگ متعالی و عوامانه به طور چشمگیری مخدوش شده‌اند.با این همه، از نظر "فریدمن" ایده مؤلف نهایتاً ریشه در دیدگاه شخصی دارد، (صفحه 10) و هیچ کارگردانی تاکنون نتوانسته، سینمایی به شدت شخصی در قد و قامت مارتین اسکورسیزی بیافریند.   کتاب "سینمای مارتین اسکورسیزی" تاریخچه حرفه فیلمسازی وی را تشریح کرده است. در آغاز فیلمهای دانشجویی اواخر دهه 60 او که به ساخت Kundun"" در سال 1996 می‌انجامد،مطرح شده است. آنچه که او خلق کرده است، همچون یک پدیده‌، مشعلدار سینمای آمریکاست. فیلم‌های به شدت مورد تحسین منتقدین قرار گرفته او عبارتنداز: "راننده تاکسی" (1976)، "Raging Bull"(1980) و "GoodFellas" (1990) است. فیلم‌های اسکورسیزی در قالب انواع ژانرها از جمله، موزیکال (نیویورک، نیویورک -1977) ،درام‌های تاریخی، (The Age of Innocence -1993)، "مهیج" ( (1991"تنگه وحشت" (Cape Fear) و از همه معروف‌تر فیلم‌های گانگستری ساخته شده‌ او هستند. علیرغم حجم وسیعی از علائق گوناگون او، "فریدمن" استدلال می‌کند که اسکورسیزی به دلیل تعارضات اخلاقی اساسی تمامی شخصیت هایش، همچنان مؤلفی بی‌چون و چرا باقی ‌مانده است.   به موازات بحث در باره فیلمهای او، جزئیات زندگی خصوصی اسکورسیزی نیز توسط "فریدمن" شرح داده می‌شود. کار تحقیق در زمینه مؤلف‌گرایی است. چرا که "فریدمن" تلاش کرده است، روابط میان علائق شخصی و مشغله‌های ذهنی اسکورسیزی و فیلم‌هایش را کشف کند. آموزه‌های به شدت کاتولیکی ای که وی از همان آغاز با آن‌ها بزرگ شد، به عنوان سرچشمه تم گناه در فیلمهای او از سوی "فریدمن" تلقی شده است. موتیفی همیشه حاضر که شاید موتیفی همیشه حاضر در زندگی اسکورسیزی و هنرش نیز باشد (صفحه 11) پس از تحلیل بیوگرافی فیلمهای اسکورسیزی، "فریدمن" چنین نتیجه‌گیری می‌کند که وی فردی به شدت مذهبی است. "چگونه می‌توان در جهانی چنین پست مثل یک انسان مسیحی زندگی کرد؟این، همان تم ثابت فیلمهای شاخص اسکورسیزی است "(صفحه 189).   "فریدمن" در کتاب خود با قلمی بی‌پروا،فیلم‌های اسکورسیزی را تحت مطالعات مؤلف‌گرایی قرار داده است. کتاب او نمونه‌ای از به‌کارگیری تئوری مؤلف است.او در این کتاب، بیوگرافی و فیلم‌گرایی سوژه‌اش را، به‌طور موازی پیش برده است و با تمرکز بر روی تم‌های مشترک در زندگی و آثار هنرمند، دست به تحلیل فیلم‌هایش زده است.   مطالعات ما در چهارچوبی عوامانه‌تر، به طور مستقیم حکایت از مؤلف‌گرایی آن‌ها نکرده است و با این حال یافتن خطوط موازی ترسیم شده میان فیلم و کارگردانش، در ژورنالیسم و ادبیات فیلم امری غیرعادی نیست.   کتاب‌هایی که درباره مؤلف‌ها نوشته می‌شوند، غالباً جنبه بیوگرافیک دارند و توجه نشان دادن به روان‌شناسی سازنده فیلم، جهت تحقیق درباره فیلم‌هایشان امری غیرعادی نیست. در طول جنگ جهانی دوم هیچ یک از فیلم‌های هالیوودی، در فرانسه اکران نمی‌شدند. پس از جنگ دوباره به نمایش درآمدند و به ناگاه صدها فیلم عرضه شدند و فرانسویان به شدت از این فیلمهای آمریکایی استقبال کردند. بسیاری از منتقدین مایل بودند اثبات کنند که آن فیلمها ارزش اینکه مورد نقد جدی قرار بگیرند را دارند و کار مطالعه و تحلیل آن‌ها را براساس روشهای هنر و ادبیات آغاز کردند. در این روشها خالق (مؤلف) به عنوان عامل (کننده‌کار) در نظر گرفته می‌شود. حال این خالق یک نقاش باشد، یا نویسنده و یا فعال در هر عرصه هنری فرقی نداشت. نویسندگان مجله "Cabiers du Cinema" به لحاظ تئوریک، این مسئله را که هر کسی می‌تواند یک مؤلف باشد، نفی نکردند. ولی بیشتر به کارگردان در مقام مؤلف توجه نشان دادند. آن‌ها چنین استدلال می‌کردند که چون کارگردان یک فیلم،بیشترین کنترل را بر فیلم اعمال کرده است،از این رو می‌توان سهم ایده‌ها و افکار خود را در فیلم مشخص کند. منتقدین، تئوری Politiques des auteurs"" یا تئوری مؤلف را مطرح کردند که طبق آن مؤلف (معمولاً همان کارگردان) "تک هوش سازمان دهنده" یک اثر تلقی شده است. انگیزه‌های سیاسی در بطن تئوری مؤلف واکنشی در برابر فعالیت‌های جریانی در فرانسه بود که محو کردن فرهنگ آمریکایی به‌طور کلی و سینمایی هالیوودی به‌طور اخص را، به عنوان فرهنگ مبتذل یا صرفاً سرگرم‌کننده هدف قرار داده بود. نویسندگان این مجله در اثبات این مسئله که سینما را باید به عنوان یک هنر جدی گرفت اصرار داشتند، اینک اکثر افراد پذیرفته‌اند که فرهنگ عوامانه را باید با جدیت مطالعه کرد. (بخصوص در حوزه مطالعات فرهنگی و رسانه‌های) به همین دلیل، این اختلاف نظر که در دهه 50 میلادی کاملاً رادیکال بود، امروزه جنجال‌برانگیز است .   ترویج ایده مؤلف طی یک مرحله شکل‌گیری در جریان طرح تئوری فیلم و مطالعات رسانه‌های رخ داد. نقدهای عوام محوری زیادی، همچنان از دل نقد مؤلف سر بر می‌آورد. نقد و مصاحبه با کارگردآن‌ها در روزنامه‌ها و مجلات این ایده را تقویت می‌کنند که کارگردان یک فیلم خالق کلیدی اثر است. هر چند می‌دانیم صدها نفر در کار ساخت یک فیلم مشارکت دارند و فردی که همه دست‌اندرکاران یک فیلم را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد، (معمولاً تهیه‌کننده) عملاً به همان اندازه ایده‌هایش را اعمال می‌کند.   "پیتر"استدلال می‌کند که تئوری مؤلف برای مطالعات فیلم کاملاً جنبه مولد دارد ولی باید کارهای زیادی در این رابطه انجام شود. برای برخورد نقادانه با آثار بسیاری از کارگردآن‌هایی که تاکنون به خوبی ادراک نشده‌اند، لازم است کار تحقیقاتی انجام شود و نکات مربوطه تعریف شوند.لازم است کار را با مقایسه مؤلفین شروع کنیم. علاوه بر این، دلیلی ندارد که تئوری مؤلف در مورد سینمای انگلستان به کار نرود. این سینما همچنان در وضعیتی کاملاً غیرشفاف، طبقه‌بندی نشده و ناشناخته بسر می‌برد. گستره وسیعی رو به روی دانشجویان قرار دارد، تا نشان‌ دهند برخی از فیلم‌سازان خاص به مفهوم کلاسیک کلمه، "مؤلف" هستند.   مؤلف‌ها همه جا حضور دارند   مشخص است که تحلیل مؤلف، صرفاً برای سینما به کار نرفته است. ایده مؤلف از ادبیات انگلیسی سرچشمه می‌گیرد که از مدت‌ها پیش، نویسنده، ابزار اصلی دسته‌بندی و مطالعه ادبیات بوده است. تئوری "مرد بزرگ" در ادبیات و قانون دهه 60 میلادی زیر سؤال رفت و درهمان زمان منتقدین فیلم، مفاهیم جایگاه نویسنده را برای فیلم ها به کار می‌بردند.   ایده مؤلف فقط به فرم های فرهنگی سطح بالا تعلق ندارد، بلکه در دیگر فرم ها نیز اعمال می‌شود. تحلیل مؤلف برای تحقیقات در حوزه تبلیغات به کار رفته است. مثلاً چنین استدلال شده است که ""Tony Kaye کارشناس تبلیغاتی ،در مقام یک هنرمند و کارگردان "American History X "، فردی با خلاقیت شگرف در عرصه تبلیغات بود که کمپین های Benetton"" را در دهه 90 میلادی سرو سامان داد.   تحلیل مؤلف در مطالعات تلویزیون که گاهی اوقات مؤلفش همان نویسنده نمایشنامه (درام) است، به‌کار رفته است . مانند:ِ"Dennis Potter" (کارآگاه آوازه خوان، Pennies From Heaven، Karaoke) یا Jimmy MacGovern" (Cracher)" . در سایر موارد، این تهیه کننده است که مورد ستایش قرار می گیرد. مانند "Steven Bochco" که تهیه کننده Hill Street Blues" "(1981-87) بوده است. این سریال پلیسی معروف امریکایی، انسانیت افسران پلیس را در قالبی به نمایش می گذارد که منطقاً اولین درام پلیسی مدرن تلقی می‌شود.این فیلم راه را برای درام های پلیسی معاصر،مانند "NYPD Blues" و شوی "Boches"در تلویزیون، هموار کرد. می‌توان شواهد کنترل و مدیریت مؤلفی "Bochco" را در این حقیقت ملاحظه کرد که در پی درخواست NBC"" از او و "Michael Kozoll" ،برای ساخت یک سریال پلیسی، آن‌ها فقط به این شرط که کنترل کامل امور هنری در اختیارشان باشد، با آن پیشنهاد موافقت کردند.   "David Marc" و "" Robert J.Thompson نقش تهیه کننده تلویزیونی از جمله Steven Bochco" "را در "Prime Time Prime Movers" بررسی کردند. از I love Lucy"" گرفته تا L.A.Law"" بزرگترین شوهای تلویزیونی آمریکا و افرادی که خالق آن‌ها بودند. (Marc and Thompson 1995)   این دو،کار تحقیقاتی خود را مؤکداً در حیطه مؤلف انجام می‌دهند. در جائیکه چنین سئوال می‌کنند، مؤلف تلویزیونی کیست؟ آن‌ها استدلال می‌کنند که علیرغم ماهیت به شدت صنعتی تولیدات رسانه‌های مدرن، فعالیت هنرمندان همچنان به طور کامل به تلاش آگاهانه یک خالق بستگی دارد. (1995:4) فرد خالق در مورد تلویزیون تهیه‌کننده است. Prime Time Prime Movers"" بیوگرافی بیش از 10 تهیه‌کننده تلویزیون‌های آمریکا را عرضه داشته است. این گلچین به طور سوبژکیتو با موفق‌ترین شوهای تلویزیونی آمریکا برخورد کرده است . اهمیت تهیه‌کننده بر این ادعای ضمنی تکیه دارد که این نقش مهمترین عنصر در جریان ساخت یک برنامه تلویزیونی است. آن‌ها در لیست خود تهیه‌کنندگان مهمترین کمدیهای موفقیت، درام‌ها و "Soaps "را گنجانیده‌اند. تهیه‌کنندگان تاریخی عبارت هستند از: ""Norman Lear"," Scherwood Schwartz و "Jack Webb".   از بین تهیه‌کنندگان جدیدتر، آن‌ها به مستندسازی بنام "Ken Burns" (جنگ داخلی، داستان جاز) پرداخته‌اند. این تحقیق به لحاظ رویکرد با کار تحقیقاتی "Jeremy Tunstall" (1993) دررابطه با تهیه‌کننده‌های تلویزیون انگلستان، تفاوت چشمگیری دارد (فصل‌های مطالعه موردی2/4) . در نقطه‌ای که فکر می‌کنید مجموعه‌ای از متون (فیلم، برنامه‌های رادیویی، ترانه) تحت تأثیر یک مؤلف شکل گرفته‌اند،- هر چند که انبوه‌سازی شده باشند- امکان استفاده از تحلیل مؤلف فراهم می‌شود. لازم است نشان دهید که خصوصیات مشترک، ماحصل تک - صدایی مؤلف است (و نه سایر خصوصیات مشترک مانند کمپانی تولیدکننده یا محمل ستارگان فیلم). در بیشتر موارد مطالعات فیلم شامل عنصری از انتساب روان‌شناختی است. تاکید بر پیوند بین روان مؤلف مورد بحث و تم های آثارش، رویکردی مفید و جالب و در عین حال به‌کارگرفتنی است که عموماً مشمول یک مؤلف می‌شود.   مطالعات ستارگان فیلم   یکی از راههای اصلی ساخت و بازاریابی فیلم ها، استفاده از ستارگان فیلم است. صنعت فیلم در سراسر تاریخچه اش دست به ستاره سازی زده است و آن‌ها را تحت پوشش تبلیغاتی قرار داده است .(Balio, 1976)واژگان کلیدی در مطالعات ستاره ای، توسط (1982,1987)"ریچارد دایر" (Richard Dyer) انجام شده است که از یکسری منابع و روش ها برای تحلیل پدیده ستارگان استفاده کرده است. تحقیق درباره ستارگان فیلم به‌طور مداوم ضمن مطالعات فیلم انجام می‌شود. ژورنال کانادایی "CineAction" شماره 55 (2001) خود را به این مسئله اختصاص داد و مقالاتی درباره "Ethan Hawke"(Wood2001) و Anthony Hopkins" (Johnson,2001)" و "HughGrant" (Sweeney,2001) رادرآن گنجانید.   سیستم ستاره ای به‌صورت بخشی از سینمای هالیوود رشد کرد . ستارگان در واقع بازیگران اصلی فیلم هستند. ولی آن‌ها چیزی بیشتر از این هستند . مجموعه ای از تمهیدات مکتوب و کار تبلیغاتی به خدمت گرفته می‌شوند،تا تصویرستاره ای پدید آید. ستارگان در جشنواره های اهدای جوایز، اکران اول فیلم ها و مراسم افتتاحیه شرکت می کنند. در سخنرانی ها، شوها و مسابقه ها شرکت می کنند. گزارشگران مجلات و مجریان برنامه های تلویزیونی با آن‌ها مصاحبه می کنند. تمامی این فعالیت ها در خدمت بوجود آوردن تصویری از ستاره است که در اذهان نقش ببندد.   مطالعات ستاره‌ای کاری با "تام هنکس" یا "جولیا رابرتز" واقعی ندارد . آن‌ها با ایماژ این افراد به عنوان کالاهایی قابل فروش و متمایز سر و کار دارند. تحقیق در این حوزه، از طریق توسل به ساز و برگ پیرامون آن‌ها و نقش‌هایی که برعهده می‌گیرند، انجام می‌شود. مطالعات ستاره‌ای شکلی از تحلیل گفتمانی است، جهت تفحص در این رابطه که ستارگان چگونه در منابع واگرا پدید می‌آیند. تحلیل اولیه ی مربوط به چنین کاری، مستلزم بررسی و بازدید اماکنی است که این ستارگان در آن‌ها رفت و آمد دارند.   منابع اصلی در این زمینه به قرار زیر است: - فیلم‌هایی که در آن‌ها ستارگان ظاهر می‌شوند - پوسترها و تبلیغات فیلم - مصاحبه‌ها و آیتم‌های تبلیغاتی در تلویزیون - پوشش مطبوعاتی و گزارشات مندرج در رسانه‌های مکتوب - ادبیات رسمی و غیررسمی هواداران   اکثر اساتید دست‌اندرکار این حوزه، امروزه تا اندازه زیادی به "دایر" و تلاش‌هایش مدیون هستند. "سوزان هولمز" (Susan Holmes ) در تحقیقات خود پیرامون ستارگان فیلم در تلویزیون انگلیس، به این نکته معترف بوده است. (2001) این مقاله تحلیلی درباره تصویر ستاره متعلق به "John Crawford" در برنامه تلویزیونی انگلیسی""Film Fanfare است که تلویزیون ABC طی سالهای 1956 تا 1957، آن را در این کشور روی آنتن برد. علاوه براین او از مجلات آن دوره، به عنوان منابع اصلی خود استفاده کرده است. به خصوص مجله عامه‌پسند" "Picture Post که به مجموعه‌ای از علائق عوامانه می‌پردازد. پس تحقیق ثانویه‌اش می‌توانست مربوط به بررسی دو صفت شاخص و جایگاه حرفه‌ای Crawford" "در آن مقطع باشد.   "هولمز" درمی یابد که هرچند تناقض محوری ستاره بودن - آنچه به‌صورتی عادی و در عین حال غیر عادی شکل می گیرد - تا حدی از قراردادهای مقرر شده از سوی سایر رسانه ها الگو گرفته است، با این حال تلویزیون به واسطه حالت ویژه فرم بافتاری (متنی) آن شکلی دیگر برایش رقم می زند (Holmes,2001:186).   ستاره پدیده ای منعطف می باشد.به همین دلیل همچنان تحقیق و تفحص درباره آن ادامه دارد. ستارگانی وجود دارند که به جزیی جدانشدنی از ژانر خاصی تبدیل شده اند. این ستارگان می‌توانند، در خلال عمر حرفه ای خود، از جایگاه ویژه شان منتفع شوند. مثلاً زمانیکه "بروس ویلیس" ( Bruce Willis ) در حس ششم ظاهر می‌شود و نقش یک روان شناس کودک دلزده را ایفا می‌کند، این حقیقت مدنظر است که وی یک قهرمان اکشن است، نه چیزی غیر از آن.   مطالعات ستارگان در رسانه هایی غیر از فیلم   تاکنون بیشتر درباره ستاره سازی برای فیلم ها بحث شد. تحقیقات اندکی راجع به ستارگان در سایر رسانه ها انجام شده است. مثلاً دلیل شکل گیری یک ستاره تلویزیونی چیست؟ افرادی مانند " Gilla Black", "Michael Barrymore و Graham Norton " مجریان تلویزیونی توانمندی هستند . بسیاری خواهند گفت که آن‌ها ستاره هستند، اما آیا چنین است ؟ در وادی موسیقی، هنرمندانی وجود دارند که ستاره تلقی می‌شوند. اما ایماژ آن‌ها به ندرت به عنوان ستاره تحلیل شده است. "Madonna" George Michael" و "Elton John" مدتها در اوج بوده اند و دقیقاً به اندازه ستارگان فیلم های دوران طلایی هالیوود معروف هستند. دلایل زیادی وجود دارد که این ستارگان تحت همان نوع تحلیلی قرار گیرند که دیگر تئوریسین ها در مورد "Bette Davis" یا "James Cagney' اعمال کرده اند.   تحقیق شما پیرامون ستارگان، می‌تواند بر روی ستارگانی متمرکز شود که مشخصاً مورد ستایش شما هستند. (یا از آن‌ها تنفر دارید، ولی بهتر است احساسات پرشوری برایشان داشته باشید) درباره حرفه آن‌ها و اینکه در چه مرحله ای هستند، فکر کنید. سه یا شش عنصر جداگانه را انتخاب کنید. اجرای تلویزیونی، مصاحبه‌ با یک مجله، یک آلبوم و ... . بعد آنچه درباره خود گفته‌اند و نیز پرسونای شخصی شان در میان مردم را تحلیل نمایید. مطالعه ستاره‌ای باید با تحقیق آرشیوی، تحلیل متی و نشانه‌شناختی کاملاً موفقیت‌آمیزی انجام شود.   ترکیب روشهای تحلیل متون   ترکیب تیپولوژی‌ها   این مسئله در مطالعه فیلم، به یک کلیشه تبدیل شده است. انواع تحلیل تیپولوژیک تشریح شده در بخش فوق، کاملاً مجزا می باشند و اساتید معمولاً دست به تحقیقاتی می‌زنند که روی یک مؤلف، ژانر یا مطالعات ستاره‌ای متمرکز شده باشد. دلایل بنیادین‌ بسیار خوبی برای تخصصی کردن روشها و رویکردهایی که همیشه نمی‌توانند، برای ارتقاء ‌شناخت و درک ما از رسانه‌ها مفید باشند، وجود دارد. اگر قصد دارید متن‌ها را در قالب کل تولیدات یک ژانر مؤلف و ستاره مطالعه کنید، دیگر معطل نکنید. می‌توانید تیپولوژی‌ها را، برای تعیین عناصر از متنی ترکیب کنید که تولید خالق آن‌ها است و قابل انتساب به ژانر آن می باشد و می‌توان به اجراکننده‌اش نیز مربوط کرد. این اقدام، مبنایی مستحکم برای تحقیقی جالب راجع به متونی از هر حوزه رسانه‌های و فرهنگی، از جمله رقص، موسیقی تلویزیون یا فیلم فراهم می‌کند.   به این دلیل که متولوژی‌های مطرح شده در این بخش، برای فرم خاصی که به آن علاقمند هستید اعمال نشده‌اند، به معنی نقصان آن نمی باشد . روشهای تشریح شده در این بخش تماماً توسط محققان حوزه ی فیلم ابداع شده‌اند. ولی براحتی برای همه رسانه‌های دیگری نیز قابل استفاده هستند.   زمانی وجود دارد که مایلید، از منظری باز به یکسری از متن‌ها بپردازید و بعد بر روی جنبه‌های مفصل‌تر تمرکز کنید. ممکن است فردی از تحلیل محتوا استفاده کند و شرحی کمی درباره دفعات حادث شدن امری ارائه دهد و کار خود را با تحلیل نشانه‌شناسی زمینه محور و یا تحلیل ایدئولوژیک معانی ادامه دهد. مثلاً تحقیق Peter Beharrell" "(1993) تحلیل محتوای پوشش مطبوعاتی "ایدز" را با تحلیل ایدئولوژیک اخبار ترکیب کرده است. نخست تاریخچه‌ای از سطح پوشش HIV / ایدز و دفعات مطرح شده در مطبوعات و اندازه‌گیری ستون‌های اختصاص داده شده به این موضوع را، ارائه کرده است. متعاقب آن، وی تغییرات جزئی‌تر به وجود آمده در ذهنیت‌های مربوط به ایدز و HIV را بررسی کرد. این تحقیق مواضع ایدئولوژیک متفاوت مطبوعات را آشکار کرد و راجع به تحولات در دستور کارهای گوناگون کاوش کرد. تحقیق از هر نظر جامع و گسترده ی "Beharrell" برای دانشجویانی که تازه کارشان را شروع کرده‌اند، بیش از اندازه پیچیده است. با این همه، مطالعه رابطه بین تغییرات، در سطح پوشش یک موضوع و موقعیت فرهنگی آن پدیده را می‌توان مد نظر قرار داد.   کتاب من، "رقبای روی پرده" (On screen Rivalls) (Stokes,1999) به رابطه ی تاریخی میان صنعت فیلم و صنعت تلویزیون پرداخته است.   فصل های بعدی در برگیرنده تحلیل متن فیلم‌های تولیدی بین سالهای 1927 تا 1990 راجع به تلویزیون است و تصویر در حال دگرگونی تلویزیون در فیلمهای انگلیسی و آمریکایی را بررسی کرده‌اند. از این رو تحلیل متن بر تفحص تاریخی در زمینه رابطه اقتصادی میان این دو صنعت مبتنی است. به این لحاظ، سازه فرهنگی تلویزیون را می‌توان تا اندازه‌ای نشأت گرفته از رابطه صنعت تلویزیونی در عالم واقع، با رسانه ای در نظر گرفت که تلویزیون را به طور نمادین نشان می‌دهد.   به‌کارگیری تحلیل متن همراه با سایر رویکردها   یکی از انتقادات مطرح شده، در زمینه روشهای متمرکز بر متن آن است که حال و هوا و فضای تولید و مصرف را نادیده می‌گیرند. گاهی اوقات رابطه میان متن و تولیدکنندگان آن مد نظر است. در چنین مواقعی، شاید بهتر است، در مورد نحوه ی اثرگذاری کار تولیدی به متن نهایی، تحقیق شود. مثلاً با کارگردان راجع به فیلمش مصاحبه شود. تحقیق شما می‌تواند ترکیبی از روش‌های تحقیق متنی را با روشهای تحلیل صنعت به خدمت گیرد. به همین ترتیب در رابطه با مخاطبین،شاید دریابید که علاقمندی شما نسبت به یک برنامه تلویزیونی خاص باعث شود که بخواهید بدانید، با تماشای آن برنامه مردم چه برداشتی دارند. در این حالت می‌توانید تحلیل متنی برنامه را، با مصاحبه‌های موشکافانه و گروه‌های مطالعاتی متشکل از افرادیکه آن برنامه را تماشا می‌کنند، ترکیب کنید.   روشهای تحلیل کردن متن غالبا با سایر روشها در تحقیقات انتشار یافته ترکیب شده‌اند. اغلب مایلیم کار تحلیل متن را، در ترکیب با روش دیگری مانند مصاحبه با تولیدکننده یا مخاطب‌ها انجام دهیم. اگر بخواهیم آنچه را که مردم انجام می‌دهند، با آنچه را که مدعی انجامش هستند مقایسه کنیم، شاید بتوانیم تحقیق James Curran" "در زمینه ویرایش گران ادبی را به عنوان یک نمونه در نظر بگیریم. تحقیق وی از دو قسمت تشکیل شده است. او در زمینه کتاب هایی که ویرایش گرهای ادبی نقد کرده‌اند، دست به تحلیل محتوایی زده است.آنگاه یافته‌های خود را با آنچه که ویرایشگرهای ادبی در مصاحبه‌های خود مدعی انجامش هستند، مقایسه کرده است. ترکیب‌کردن تحلیل محتوایی آنچه به چاپ می‌رسد، با مصاحبه‌هایی که باورهای ویرایش گرها درباره فرایندهای تصمیم‌گیری‌شان نشان می دهد، در عمل بسیار مشخص است. تحقیق وی برخی از ناهمخوانی‌های جالب توجه میان ادعاهای آن‌ها و اعمالشان را مشخص کرده است. در اینجا تحلیل محتوا، معیار واقعی و جالبی برای مقایسه‌شدن با برداشت‌های مصاحبه‌شونده‌ها ارائه می‌کند. تحلیل محتوایی در صدد درک این نکته است که ویرایش گرهای ادبی چگونه کار خود را انجام می‌دهند و اینکه داوری‌های آنان چگونه سلسله مراتب دانش در جامعه را منعکس کرده، بر آن اثر می‌گذارد.   تحقیق "Curran" غالباً بر روی فعالیت‌های دنیای واقعی کار کارشناسان حرفه‌ای رسانه‌ها متمرکز بوده است. توجه نظری وی معطوف به آشکارکردن چگونگی تغییر ماهیت‌دادن تولیدات رسانه‌های، در اثر هنجارها و ارزشهای حرفه‌ای است. کار او را دانشجویان علاقمند به کاوش در زمینه رابطه میان آنچه تولیدکنندگان محصولات رسانه‌های ادعای انجامش را دارند و آنچه که عملاً انجام می‌دهند، بسط می دهند.   نتیجه‌گیری   روش‌های زیادی برای مطالعه‌ متون رسانه‌های وجود دارد. این فصل ضرورت سازگارکردن دقیق روش خود، با موضوع تحلیل مورد نظرتان را برجسته‌نمایی کرده است.   باید رابطه ی میان موضوع تحلیل و روش خود را، در طول دوره تحقیق به خاطر داشته باشید. امیدوارم این مطلب ایده‌های بسیاری درباره اینکه چگونه می‌توانید به پروژه‌های تحقیقی هنگام تحلیل‌ متون رسانه‌های نزدیک شوید، در اختیارتان قرار داده باشد. اما در رابطه با آنچه که می‌توان به کمک روشهای توضیح داده شده در این فصل مطالعه کرد، محدودیت‌هایی وجود دارد. گستره و حجم کار تحلیل متن ما هر اندازه که وسیع هم باشد، باز در درک انگیزه کارگردان کمک مؤثری نیست. اینکه متن مورد نظر موفق بوده است یا خیر نیز، تفاوتی ایجاد نمی‌کند.   شما می‌توانید تا سر حد جنون به تحلیل محتوایی ادامه دهید. ولی درباره واکنش مخاطب نسبت به محصولات رسانه‌های به هیچ نتیجه‌ای نخواهد رسید. در دو فصل آتی، ما به روشی خواهیم پرداخت که به کمک آن می‌توانید نهادهای رسانه‌های و مخاطبین رسانه‌ها را مطالعه کنید.   منابع:     Analysing Media & Cultural Texts   

ارسال شده توسط: سید محمد باقر برقعی مدرس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 2:19  توسط سید محمد باقر برقعی مدرس  |